<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> «تنهايي پرهياهو»</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/</link>
<description>...و اين «قصه عاشقانه» من است. (بهوميل هرابال)</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 10 Aug 2009 20:30:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>روز شكلاتي؛ شب‌ پرتقالي</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;بستن بند كفش‌هايم را تا جايي كه ممكن است، كش مي‌دهم. دوست دارم بالاي سرم بايستد و با چشم‌هاي مهربانش نگاهم كند. از اين كارش دچار چنان حس خوبي مي‌شوم كه &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;حاضرم به خاطرش &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;حتا يك ساعت دير برسم سر كار&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt; &lt;BR&gt;بالاخره حوصله‌اش سر مي‌رود و مي‌گويد: «یه چیزی می‌خوردی». &lt;BR&gt;جوابم مثل همیشه است؛ اشتها ندارم. خودش می‌داند، اما دلسوزی زنانه وادارش می‌کند هر روز این سوال را تکرار کند. گاهی فقط به خاطر همین اصرارها چیزی در حد همان لقمه‌یی که با وسواس برایم گرفته، می‌خورم.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 10 Aug 2009 20:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>...و لایبقی مع الظلم</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>
مي‌توانيد &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.jomhourieslami.com/1388/13880510/index.html&quot;&gt;اين يادداشت&lt;/a&gt; را با دقت بخوانيد.&lt;p&gt;نوشته حجت‌الاسلام محمد مطهري؛ پسر استاد شهيد مرتضي مطهري در روزنامه &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.jomhourieslami.com/&quot;&gt;«جمهوري اسلامي»&lt;/a&gt; است.&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نتيجه‌گيري‌اش هم بماند پاي خودتان!&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 01 Aug 2009 20:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بهترین دیالوگ تاریخ معاصر سیاسی ایران</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>
جمعه ۲۶ تیرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت - دانشگاه تهران - ابتدای خطبه دوم 
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;عده‌یی از&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;نمازگزاران:&lt;/strong&gt; &quot;خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست&quot;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;strong&gt;هاشمی رفسنجانی خطیب نماز جمعه&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;تهران:&lt;/strong&gt; &quot;انشاالله&quot;!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 17 Jul 2009 20:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سبز هم نیستید لااقل قهوه‌يي نباشید</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-21.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;برای اینکه خیلی چیزها را بدانید، این نوشته را بخوانید:&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-03-05/133.htm#146408&quot;&gt;سالی دو اتاق بسازید؛ خودروساز برتر دنیا شوید&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کار بچه‌های خوش فکر گروه اقتصادی روزنامه فخیمه &lt;a target=&quot;_blank&quot; href=&quot;http://www.etemaad.com/&quot;&gt;اعتماد&lt;/a&gt; است.&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 29 May 2009 14:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=21</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-21.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاتم‌ بخشي از كيسه خليفه</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;نامه محمود احمدي‌نژاد به رييس سازمان تربيت بدني و دستور او براي واگذاري سهام استقلال و پرسپوليس به هواداران اين دو تيم، ديروز در حالي روي خروجي خبرگزاري‌ها قرار گرفت كه به عقيده بسياري اين اقدام رييس دولت نهم همچون وعده استان شدن شهر كرج در فاصله باقي مانده تا برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بيش از هر چيز ديگري در راستاي شيوه‌ها و روش‌هاي تبليغاتي و به عنوان ابزاري براي كسب محبوبيت در بين اقشار و طبقات مختلف جامعه انجام گرفته است. &lt;BR&gt; &lt;/FONT&gt; 
&lt;TABLE id=NewsItem style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed; MARGIN-LEFT: 0px; MARGIN-RIGHT: 0px; TEXT-ALIGN: left&quot; height=762 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=531 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; align=right&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;احمدي نژاد ديروز در حالي به محمد علي آبادي نامه نوشت و به رئيس سازمان تربيت بدني دستور داد «به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاه ها» طرح واگذاري سهام استقلال و پرسپوليس به طرفدارانشان در راستاي اجرايي کردن اصل 44 قانون اساسي در دستور کار قرار بگيرد که اين طرح عملاً مدت زيادي مسکوت مانده و شخص محمد علي‌آبادي در طول چهار سال رياستش بر سازمان تربيت بدني نه تنها هرگز اقدامي جدي در راستاي اجرايي شدن آن انجام نداده است بلكه با  كارشكني‌ها و اعمال سليقه‌هاي غيركارشناسانه بارها و بارها سدي محكم در برابر خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس  بوده است. به طوري كه او را به عنوان مخالف اصلي عدم واگذاري سهام پرسپوليس به حسين هدايتي مي‌شناسند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از سوي ديگر طرح خصوصي‌سازي- واگذاري باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;نيازي به «دستور»  نداشت چرا كه &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;براساس مهلت تعيين شده در اصل 44 قانون اساسي اين انتقال خواه و ناخواه مي‌بايست تا پايان سال جاري انجام مي‌گرفت. با اين حال محمود احمدي‌نژاد به فاصله چند روز پس از وعده استان شدن كرج در جمع  مردم اين شهر، و پس از توزيع سيب‌زميني و سي‌دي رايگان در تلاشي دوباره براي كسب محبوبيت و جلب راي بيشتر اين بار به سراغ حوزه ورزش رفت؛ شيوه‌اي كه البته رييس دولت نهم پيش از اين در فينال جام جهاني كشتي تهران و همچنين مسابقه فوتبال ايران - عربستان در آن با شكست روبرو شده بود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در متن نامه احمدي‌نژاد آمده است؛ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسمه تعالي&lt;BR&gt;جناب آقاي مهندس علي آبادي&lt;BR&gt;معاون محترم رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني&lt;BR&gt;سلام عليکم&lt;BR&gt;فوتبال ورزش زيبا، مهيج و پرطرفداري است که به واسطه جذابيت‌هاي خاص آن به عنوان ورزش برتر کشور مطرح است و باشگاه‌هاي فرهنگي- ورزشي قديمي استقلال و پيروزي داراي ميليون‌ها هوادار در سراسر کشور بوده و طي ساليان متمادي افتخارات فراواني را براي ايران عزيز به ارمغان آورده‌اند، به طوري که به مثابه ستون فقرات تيم ملي فوتبال عمل کرده‌اند. &lt;BR&gt;مردم عزيز ما نيز عموماً به تحولات اين دو باشگاه حساسند و علاقه‌مندند اين دو باشگاه همواره در اوج باشند. اگرچه دولت در سال‌هاي گذشته همواره با حمايت از اين دو باشگاه در راستاي شادي مردم و هواداران آنها از هيچ تلاش و کوششي فروگذار نکرده اما به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاه‌ها لازم است طرح واگذاري اين دو مجموعه بزرگ ملي به طرفداران تيم‌ها در دستور کار قرار گيرد. &lt;BR&gt;ظاهراً تاکنون افراد و گروه‌هاي مختلفي براي دريافت سهام اين دو باشگاه اعلام آمادگي نموده‌اند اما با توجه به اينکه استقلال و پيروزي متعلق به همه مردم ايران هست، شايسته است در راستاي گسترش نشاط و شادابي در ميان اقشار مختلف جامعه به ويژه جوانان و نوجوانان عزيز و در پاسخ به خيل هواداران و اعمال مديريت قوي و مناسب، سهام اين باشگاه‌ها در اختيار عموم مردم قرار گيرد.&lt;BR&gt;لذا مقتضي است اقدامات لازم جهت واگذاري سهام اين دو باشگاه به مردم با استفاده از راهکارهاي قانوني و در راستاي اجرايي نمودن اصل 44 قانون اساسي صورت گرفته و نتيجه به اينجانب اعلام گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: left&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;       محمود احمدي نژاد&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;طرح خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس به صورت عرضه در بازار بورس پيش از اين در دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي تصويب شده بود اما با روي کار آمدن دولت نهم و با مخالفت علني سازمان تربيت بدني مسکوت ماند تا پس از مدت ها کش و قوس و البته آزمون ناموفق ديگر شيوه‌ها سرانجام در اسفندماه سال گذشته تصميم گرفته شد اين انتقال طبق همان طرح صورت بپذيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR align=justify&gt;
&lt;TD dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 9pt; FONT-FAMILY: tahoma&quot; height=16&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 23:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این روزها حال و هوای من صورتی است</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;1- این کوئیزهای Facebook در نوع خودشان بی‌نظیرند. مثلن می‌پرسند خواننده محبوبتان کدام است و چهار گزینه‌اي که باید یکی را از میانشان انتخاب کنید، به ترتیب هست: &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;الف- ساسی مانکن  ب- حسین تهی  ج- هیچ کس  د- رضا یا&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;و اصلن انگار هیچ مهم نیست که شاید خواننده محبوب واقعی شما با اختلافی فاحش، یک نفر دیگر است. می‌خواهم بگویم این کار Facebook آدم را یاد یک سری مسائل خاص می‌اندازد. چیزی شبیه نظارت استصوابی و این جور حرف‌ها که...&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;2- اهل فخر فروختن نیستم. با این حال بعضی چیزها را انگار آقای خدا فقط و فقط برای خودِ خودِ فخر فروختن آفریده است. دوستی که به عنوان نخستین سورپرایز نسخه‌های کامل - چاپ افست «دایی جان ناپلئون» و «صد سال تنهایی» را برایم خریده، هم خودش و هم هدیه‌هایش از آن جمله‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;3- گیرم حوادث روز فینال جام جهانی کشتی تهران و مسابقه فوتبال ایران- عربستان اتفاقی بوده باشند؛ تصادفی که در راه شهریار - تهران برای دو تا از بچه‌ها اتفاق افتاده، آن هم در روزی که آقای خوش قدم سفرهای استانی‌اش را در حومه تهران پی می‌گرفته را چه کنم؟ باز خدا را شکر که خودشان هنوز سالمند؛ گور بابای چند میلیون خسارت ماشین! &lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;4- بعضی کارها مثل کشیدن سیگار More، از عهده هرکسی برنمی‌آیند. دیوانه‌وار این جور کارها را دوست دارم!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;5- این روزها حال و هوای من صورتی است. البته می‌توانست سبز، زرد، بنفش و حتا نارنجی مایل به قهوه‌ای هم باشد. این شاید به دلیل حسی است که معمولن آدم‌ها پس از برداشته شدن باری سنگین از روی دوششان دارند. اگر از خرها بپرسید برایتان بیشتر توضیح و تشریح می‌دهند!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 25 Apr 2009 15:06:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرا تو بی‌سببی نیستی</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif;&quot;&gt;...&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 09 Apr 2009 20:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعترافات یک ذهن غیرخطرناک</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT face=tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&gt;۱&lt;/FONT&gt;- این‌ها را می‌توانید بگذارید به پای یکی از همین هذیان‌های معمول یا شاید هم دروغ سیزده، اما به هر حال حرف‌هایی است که باید یک روزی رک و پوست کنده می‌نشستم و برای همه توضیح می‌دادم. چه وقتی بهتر از حالا؟&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;۲- همه چیز از ۲ خرداد ۱۳۸۳ شروع شد. حالا ۳-۲ روز این طرف و آنطرف‌ترش چندان مهم نیست. یعنی می‌خواهم بگویم چیزی که این وسط بیشتر اهمیت دارد نکته دیگری است که باید برای فهمیدنش کمی صبر داشته باشید.&lt;/P&gt;
&lt;DIV style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;۳- نمایشگاه مطبوعات سال ۸۳ تازه شروع شده بود. بین خودمان باشد، برای اولین بار به این صرافت افتاده بودم تا نویسنده‌های یک نشریه را از نزدیک ببینم. همه چیز درست همان شکلی بود که تصور می‌کردم. فکر می‌کنم قبلن هم بهتان گفته‌ام که قوه تجسم خارق‌العاده‌ای دارم. یعنی ممکن نیست چیزی بخوانم یا از کسی درباره چیزی حرف‌هایی بشنوم و بعد وقتی خود واقعی آن قضیه را دیدم با تجسمی که از آن در ذهن ساخته‌ام خیلی تفاوت داشته باشد. حالا چون شمائید نهایتش می‌توانم تخفیف بدهم و بگویم: به ندرت!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Mar 2009 20:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دست‌هاي آلوده</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;«اگه بخوايم به مردم چيزي بگيم، بايد دروغ بگيم. وقتي دروغ بگيم، گند كار درمي‌ياد»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                                                   ديالوگي از فيلم The Black Dahlia &lt;/font&gt;   &lt;/div&gt;&lt;img src=&quot;http://i40.tinypic.com/34si79g.jpg&quot; style=&quot;width: 598px; height: 318px;&quot; /&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Feb 2009 16:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از پوست‌كلفت‌ها متنفرم</title>
<link>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;1- از مدير‌مسئول‌ها متنفرم. آنها از دماغ فيل افتاده‌اند و خيال مي‌كنند مهمترين مخلوق خدا روي زمين هستند. سلام نمي‌كنند، خودكار سبز دارند و با آن مطالب را در آخرين لحظات صفحه‌بندي قيمه قيمه مي‌كنند. تخصص آنها باد هوا كردن تمام خاطرات خوب به طمع سهم مالي بيشتر است. آن هم در شرايطي كه همه چيز مرتب و منظم پيش مي‌رفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;2- از سردبيرها متنفرم. آنها كچل هستند و اتاقشان محل زدن حرف‌هايي است كه بقيه نبايد بشنوند. تخصص آنها بيرون گذاشتن صفحاتي است كه تو در بدترين شرايط روحي- رواني ممكن و با هزار زحمت به صفحه‌بندي رسانده‌اي.&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;3- از دبيرسرويس‌ها متنفرم. آنها در عين جواني خيال مي‌كنند كمپوت تجربه‌اند. ايده‌هاي تو را روي هوا قاپ مي‌زنند و هفته بعد به اسم خودشان منتشر مي‌كنند. در جلسه تحريريه يا وقت صفحه‌بندي پيدايشان نيست ولي در عوض حقوقشان را هميشه دو ساعت زودتر از تو گرفته‌اند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;4- از متوهم‌ها متنفرم. آنها مجردند، كلكسيون فيلم دارند، تصويرسازي مي‌كنند، عروسك مي‌سازند، نقاشي مي‌كنند، ترجمه مي‌كنند، نمايشگاه مي‌زنند، پيرزن خفه مي‌كنند، آب حوض مي‌كشند و چون ديشب «گمشدگان» ديده‌اند، هشت صفحه مجله درباره آن &lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;يادداشت &lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;مي‌نويسند. اسمشان را در آگهي انتشار مجله در خط اول شناسنامه نوشته و بعد با پروفايل بقيه مننتشر مي‌كنند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;5- از تازه كارها متنفرم. دو دسته‌اند، يا اينقدر پر رو هستند كه همان هفته اول انتظار دارند همه مثل اوريانا فالاچي با آنها برخورد كنند و يا اينقدر كم‌رو  و خجالتي‌اند كه همه را اوريانا فالاچي مي‌بينند. خنگ هستند و سلام نمي‌كنند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;6- از حروفچين‌ها متنفرم. آنها يا خيلي چاق‌اند يا خيلي لاغر اما در هر دو حالت فاميل يكي از روئسا هستند. تمام مدت هله هوله مي‌خوردند و مدام غر مي‌زنند. مطالب مهم و ضروري و البته مطول هميشه وقتي مي‌رسند كه ساعت كاري آنها تمام شده است.&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;7- از ويراستارها متنفرم. آنها اعا مي‌كنند، ادعا مي‌كنند و ادعا مي‌كنند. و چون سرشان سر همين قضيه خيلي شلوغ بوده مطالب به ناچار پرغلط چاپ مي‌شود. آنها متخصص به هم زدن هماهنگي فعل و فاعل‌اند و هميشه بچه كوچكشان درست روز صفحه‌بندي مريض مي‌شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;8- از صفحه‌بند‌ها متنفرم. آنها يا قهر كرده‌اند، يا در حال قهر كردنند و يا به دنبال بهانه‌اي براي قهر كردن مي‌گردند. هميشه با تاخير مي‌آيند، دو دره بازند و از تمام توليدات كارخانه «اپل» يك نمونه دارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/div&gt;9- &lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;از پوست كلفت‌ها متنفرم. آنها با اينكه از مديرمسئول و سردبير و دبيرسرويس و... متنفرند و با اينكه حقوقشان را هميشه دير و با كسر مبالغي بي‌دليل و بي‌توجيه دريافت مي‌كنند، باز مثل كنه چسبيده‌اند به كارشان و دست‌بردار نيستند.&lt;/font&gt;   &lt;font face=&quot;arial,helvetica,sans-serif&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Jan 2009 20:48:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sadrabaktash&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>sadrabaktash</dc:creator>
<guid>http://sadrabaktash.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
