تبليغاتX
«تنهايي پرهياهو»
نامه محمود احمدي‌نژاد به رييس سازمان تربيت بدني و دستور او براي واگذاري سهام استقلال و پرسپوليس به هواداران اين دو تيم، ديروز در حالي روي خروجي خبرگزاري‌ها قرار گرفت كه به عقيده بسياري اين اقدام رييس دولت نهم همچون وعده استان شدن شهر كرج در فاصله باقي مانده تا برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بيش از هر چيز ديگري در راستاي شيوه‌ها و روش‌هاي تبليغاتي و به عنوان ابزاري براي كسب محبوبيت در بين اقشار و طبقات مختلف جامعه انجام گرفته است.
 
احمدي نژاد ديروز در حالي به محمد علي آبادي نامه نوشت و به رئيس سازمان تربيت بدني دستور داد «به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاه ها» طرح واگذاري سهام استقلال و پرسپوليس به طرفدارانشان در راستاي اجرايي کردن اصل 44 قانون اساسي در دستور کار قرار بگيرد که اين طرح عملاً مدت زيادي مسکوت مانده و شخص محمد علي‌آبادي در طول چهار سال رياستش بر سازمان تربيت بدني نه تنها هرگز اقدامي جدي در راستاي اجرايي شدن آن انجام نداده است بلكه با  كارشكني‌ها و اعمال سليقه‌هاي غيركارشناسانه بارها و بارها سدي محكم در برابر خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس  بوده است. به طوري كه او را به عنوان مخالف اصلي عدم واگذاري سهام پرسپوليس به حسين هدايتي مي‌شناسند.

از سوي ديگر طرح خصوصي‌سازي- واگذاري باشگاه‌هاي استقلال و پرسپوليس
نيازي به «دستور»  نداشت چرا كه براساس مهلت تعيين شده در اصل 44 قانون اساسي اين انتقال خواه و ناخواه مي‌بايست تا پايان سال جاري انجام مي‌گرفت. با اين حال محمود احمدي‌نژاد به فاصله چند روز پس از وعده استان شدن كرج در جمع  مردم اين شهر، و پس از توزيع سيب‌زميني و سي‌دي رايگان در تلاشي دوباره براي كسب محبوبيت و جلب راي بيشتر اين بار به سراغ حوزه ورزش رفت؛ شيوه‌اي كه البته رييس دولت نهم پيش از اين در فينال جام جهاني كشتي تهران و همچنين مسابقه فوتبال ايران - عربستان در آن با شكست روبرو شده بود.

در متن نامه احمدي‌نژاد آمده است؛

بسمه تعالي
جناب آقاي مهندس علي آبادي
معاون محترم رئيس جمهور و رئيس سازمان تربيت بدني
سلام عليکم
فوتبال ورزش زيبا، مهيج و پرطرفداري است که به واسطه جذابيت‌هاي خاص آن به عنوان ورزش برتر کشور مطرح است و باشگاه‌هاي فرهنگي- ورزشي قديمي استقلال و پيروزي داراي ميليون‌ها هوادار در سراسر کشور بوده و طي ساليان متمادي افتخارات فراواني را براي ايران عزيز به ارمغان آورده‌اند، به طوري که به مثابه ستون فقرات تيم ملي فوتبال عمل کرده‌اند.
مردم عزيز ما نيز عموماً به تحولات اين دو باشگاه حساسند و علاقه‌مندند اين دو باشگاه همواره در اوج باشند. اگرچه دولت در سال‌هاي گذشته همواره با حمايت از اين دو باشگاه در راستاي شادي مردم و هواداران آنها از هيچ تلاش و کوششي فروگذار نکرده اما به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پيشرفت هرچه بيشتر اين باشگاه‌ها لازم است طرح واگذاري اين دو مجموعه بزرگ ملي به طرفداران تيم‌ها در دستور کار قرار گيرد.
ظاهراً تاکنون افراد و گروه‌هاي مختلفي براي دريافت سهام اين دو باشگاه اعلام آمادگي نموده‌اند اما با توجه به اينکه استقلال و پيروزي متعلق به همه مردم ايران هست، شايسته است در راستاي گسترش نشاط و شادابي در ميان اقشار مختلف جامعه به ويژه جوانان و نوجوانان عزيز و در پاسخ به خيل هواداران و اعمال مديريت قوي و مناسب، سهام اين باشگاه‌ها در اختيار عموم مردم قرار گيرد.
لذا مقتضي است اقدامات لازم جهت واگذاري سهام اين دو باشگاه به مردم با استفاده از راهکارهاي قانوني و در راستاي اجرايي نمودن اصل 44 قانون اساسي صورت گرفته و نتيجه به اينجانب اعلام گردد.

       محمود احمدي نژاد

طرح خصوصي‌سازي استقلال و پرسپوليس به صورت عرضه در بازار بورس پيش از اين در دوره رياست جمهوري سيد محمد خاتمي تصويب شده بود اما با روي کار آمدن دولت نهم و با مخالفت علني سازمان تربيت بدني مسکوت ماند تا پس از مدت ها کش و قوس و البته آزمون ناموفق ديگر شيوه‌ها سرانجام در اسفندماه سال گذشته تصميم گرفته شد اين انتقال طبق همان طرح صورت بپذيرد.

+ نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388ساعت 3:25 توسط صدرا بكتاش | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

1- این کوئیزهای Facebook در نوع خودشان بی‌نظیرند. مثلن می‌پرسند خواننده محبوبتان کدام است و چهار گزینه‌اي که باید یکی را از میانشان انتخاب کنید، به ترتیب هست:

الف- ساسی مانکن  ب- حسین تهی  ج- هیچ کس  د- رضا یا

و اصلن انگار هیچ مهم نیست که شاید خواننده محبوب واقعی شما با اختلافی فاحش، یک نفر دیگر است. می‌خواهم بگویم این کار Facebook آدم را یاد یک سری مسائل خاص می‌اندازد. چیزی شبیه نظارت استصوابی و این جور حرف‌ها که...

2- اهل فخر فروختن نیستم. با این حال بعضی چیزها را انگار آقای خدا فقط و فقط برای خودِ خودِ فخر فروختن آفریده است. دوستی که به عنوان نخستین سورپرایز نسخه‌های کامل - چاپ افست «دایی جان ناپلئون» و «صد سال تنهایی» را برایم خریده، هم خودش و هم هدیه‌هایش از آن جمله‌اند.

3- گیرم حوادث روز فینال جام جهانی کشتی تهران و مسابقه فوتبال ایران- عربستان اتفاقی بوده باشند؛ تصادفی که در راه شهریار - تهران برای دو تا از بچه‌ها اتفاق افتاده، آن هم در روزی که آقای خوش قدم سفرهای استانی‌اش را در حومه تهران پی می‌گرفته را چه کنم؟ باز خدا را شکر که خودشان هنوز سالمند؛ گور بابای چند میلیون خسارت ماشین! 

4- بعضی کارها مثل کشیدن سیگار More، از عهده هرکسی برنمی‌آیند. دیوانه‌وار این جور کارها را دوست دارم!

5- این روزها حال و هوای من صورتی است. البته می‌توانست سبز، زرد، بنفش و حتا نارنجی مایل به قهوه‌ای هم باشد. این شاید به دلیل حسی است که معمولن آدم‌ها پس از برداشته شدن باری سنگین از روی دوششان دارند. اگر از خرها بپرسید برایتان بیشتر توضیح و تشریح می‌دهند!

+ نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388ساعت 18:37 توسط صدرا بكتاش | مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin